جامی > هفت اورنگ > اورنگ یکم سلسلةالذهب > در مذمت کم آزاری و نکوهش آزار مسلمانان اوت 8, 2009
Posted by دیده بان in Uncategorized.trackback
ترک آزار کردن خواجه دفتر کفر راست دیباجه
منکر آمد به پیش او معروف شد به منکر عنان او مصروف
نفس محنت گریز راحتجوی داردش در ره اباحت روی
گاه لافش ز مذهب تجرید گه گزافش ز مشرب توحید
از علامات عقل و دین عاری مذهبش حصر در کم آزاری
ورد او از مباحیان کهن: کس میازار و هر چه خواهی کن!
نسبت خود کند به درویشان دم زند از ارادت ایشان
هر که درویش، از او بود بیزار کی ز درویش آید این کردار؟
نیست درویشی این، که زندقه است نیست جمعیت این، که تفرقه است
دلش از سر کار واقف نه معرفت بیشمار و عارف نه
همچو جوز تهی نماید نغز لیک چون بشکنی، نیابی مغز
لفظها پاک و معنیاش گرگین نافهی چین ، لفافهی سرگین
نافه نگشاده، مشک افشاند ور گشایی، جهان بگنداند
آنکه شرع خدای ازوست تباه نیست گویا ز سر شرع آگاه
کرده در کوی و خانه و بازار شرع و دین را بهانهی آزار
کار باطل کند به صورت حق برد از شرع مصطفی رونق
میکند پایهی شریعت پست تا دهد دایهی طبیعت، دست
میر بازار و شحنهی شهر است شرع از او، او ز شرع، بیبهرهست
فی المثل گر یکی ز عام الناس بفروشد سه چار گز کرباس
خالی از داغ صاحب تمغا، در همه شهر افکند غوغا
اول از شرع دست موزه کند زو سال نماز و روزه کند
بعد از آناش سوی عسس خانه بفرستد برای جرمانه
خصم دین شد به حیله و دستان ای خدا داد دین از او بستان
شرع را خوار کرد، خوارش کن! شرم بگذاشت، شرمسارش کن!



دیدگاهها»
No comments yet — be the first.