جامی > هفت اورنگ > اورنگ یکم سلسلةالذهب > در مذمت کم آزاری و نکوهش آزار مسلمانان اوت 8, 2009
Posted by دیده بان in Uncategorized.add a comment
ترک آزار کردن خواجه دفتر کفر راست دیباجه
منکر آمد به پیش او معروف شد به منکر عنان او مصروف
نفس محنت گریز راحتجوی داردش در ره اباحت روی
گاه لافش ز مذهب تجرید گه گزافش ز مشرب توحید
از علامات عقل و دین عاری مذهبش حصر در کم آزاری
ورد او از مباحیان کهن: کس میازار و هر چه خواهی کن!
نسبت خود کند به درویشان دم زند از ارادت ایشان
هر که درویش، از او بود بیزار کی ز درویش آید این کردار؟
نیست درویشی این، که زندقه است نیست جمعیت این، که تفرقه است
دلش از سر کار واقف نه معرفت بیشمار و عارف نه
همچو جوز تهی نماید نغز لیک چون بشکنی، نیابی مغز
لفظها پاک و معنیاش گرگین نافهی چین ، لفافهی سرگین
نافه نگشاده، مشک افشاند ور گشایی، جهان بگنداند
آنکه شرع خدای ازوست تباه نیست گویا ز سر شرع آگاه
کرده در کوی و خانه و بازار شرع و دین را بهانهی آزار
کار باطل کند به صورت حق برد از شرع مصطفی رونق
میکند پایهی شریعت پست تا دهد دایهی طبیعت، دست
میر بازار و شحنهی شهر است شرع از او، او ز شرع، بیبهرهست
فی المثل گر یکی ز عام الناس بفروشد سه چار گز کرباس
خالی از داغ صاحب تمغا، در همه شهر افکند غوغا
اول از شرع دست موزه کند زو سال نماز و روزه کند
بعد از آناش سوی عسس خانه بفرستد برای جرمانه
خصم دین شد به حیله و دستان ای خدا داد دین از او بستان
شرع را خوار کرد، خوارش کن! شرم بگذاشت، شرمسارش کن!
بوسه زدن اهریمن نژاد کتف ضحاک را به روز تنفیذ اوت 3, 2009
Posted by دیده بان in مردمان در رابطه ها.Tags: انتخابات ایران
add a comment

ساعت کودتا ژوئیه 21, 2009
Posted by دیده بان in اجتماعی.add a comment
جنبش سبز ساعت کودتا را دو دقیقه از کار انداخت ! اخبار ساعت 9 امشب 30 تیر بدون مقدمه های معمول و با 2 دقیقه تاخیر روی آنتن رفت تا وحدت مردم برای فشار همزمان به نیروگاه های دولت کودتا را بر هم بزند. یک بار دیگر صورت مسئله را خواستند پاک کنند. با وجود این، برق در بسیاری مناطق قطع شد.
ماری در آستین ژوئیه 21, 2009
Posted by دیده بان in اجتماعی.Tags: انتخابات
add a comment
در حالی که چهره های برجسته مجلس ایران می گویند که نظر آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری اسفندیار رحیم مشایی به محمود احمدی نژاد ابلاغ شده است، آقای احمدی نژاد می گوید که آقای مشایی معاون اول او خواهد ماند.
ماری که در آستین میپرورید عاقبت خودتان را خواهد گزید !
ازرهبر در مراسم بعثت : ژوئیه 21, 2009
Posted by دیده بان in مردمان در رابطه ها, اجتماعی.Tags: انتخابات ایران
add a comment
- اينها دخالت نيست؟ از اين دخالت واضحتر؟ علنىتر؟ اين را مردم ما به چشم ديدند. اينها براى ملت ما تجربه است. اشتباه است اگر كسى خيال كند كه يك گروه معدود، آن هم در تهران، فرض بفرمائيد به ظرف زبالهى شهردارى تعرض ميكند – زورش به او ميرسد – يا فرض كنيد به اموال مردم- به موتورسيكلتشان، به ماشینشان ، به بانكشان، به دكانشان – تعرض ميكند، اين مردمند؛ نه، مردم نيستند. بله، بلندگوى استكبارى وقتى ميخواهد از اينها حمايت كند، ميگويد مردم. اينها مردمند؟! مردم آن ميليونهائى هستند كه تا اين اغتشاشگران را، اين مفسدين را در صحنه مىبينند، كنار ميكشند و آنها را با نفرت نگاه ميكنند؛ برهمزنندگان امنيت عمومى را، آرامش اجتماعى را با انزجار نگاه ميكنند.
- وقتى ناامنى ايجاد شد، همهى اينها مخدوش ميشود. به هم زدن امنيت يك ملت بزرگترين گناهى است كه ممكن است كسى مرتكب بشود. اين را البته آن كسى كه مامور است، مزدور است، او كه حرف گوش نميكند؛ خطاب ما به او نيست؛ خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند.
چه شد و چه میتواند بشود ؟ تحلیلی بر وقایع اخیر ایران ژوئیه 18, 2009
Posted by دیده بان in اجتماعی.Tags: انتخابات ایران
add a comment
چه شد و چه میتواند بشود ؟
تحلیلی بر وقایع اخیر ایران
پس ازسی سال، در پی انتخابات و اتفاقات پس از آن ،انقلاب اسلامی، زمامدار مطلق اداره ی کشور، فشرده ی تمام وقایع حیات اش را پیش روی جهانیان نهاده است. رسم چند ساله این بود که مردم دل به “انتخاب بین بد و بدتر” خوش میداشتند و گاهی با شوق و گاهی با قهر، انتخابات را ارج میگذاشتند و سایه جمهوریت نظام را بر سر خود نگه میداشتند تا به عنوان سپری از استبداد مطلقه در امانشان نگه دارد.اکنون ، پرده بر افتاده و تعارف ها کنار گذاشته شده است، خود نظام، در بازی خود ساخته اش جر زده و تقلب کرده است. رفتار های نظام حاکم، تبعاتی به دنبال خواهد داشت که هم در داخل و هم خارج، موج تغییر را بر خواهد انگیخت.
انتخابات ایران،در سالم ترین شکلش جای بحث بسیار دارد، وای به آن روزش که سراسر مغشوش و دست خورده باشد. آیا روش به ظاهر آبرو مندتری نبود که برای انتصاب رئیس فعلی دولت از آن بهره بجویند که وجهه جمهوری, انقلاب اسلامی کمتر خدشه دار گردد؟شدت اشتباهات واضح آنان در پروژه خوراندن رئیس دولت فعلی به عنوان فرد برگزیده، ناظران را در تشخیص بین نبوغ یا حماقت گردانندگان این نمایش ، با دشواری روبرو کرده است. در خوشبینانه ترین حالت با حماقتشان و در بد بینانه ترین حالت با سیاست بازی و تعمد، در حال شکل دادن جریانی هستند که آینده را تهدید میکند.
زلزله ای عظیم در بالاترین سطوح قدرت روی داد و گسست ای عمیق جناح های حاکم را از هم جدا کرد. تضادی که در سال های گذشته پنهان نگه داشته و سعی میشد ، امت ایران و ملت ایران،جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ، یکی نمایانده شوند،اکنون گسستی است که جمهوریت را از موازنه خارج نموده و چهره عریان و انقلابی, انقلاب اسلامی را بدون هیچ لعاب و زینتی به نمایش میگذارد. انقلاب اسلامی که از بدو تولدش ، خود رادر بین قرائت های متفاوت از اسلام سر در گم نشان داده و از بیرون ،اسلام رحم و شفقت و تساهل و تسلیم را نمایش داده و از درون، اسلام “و اشدو علی الکفار” را به رخ کشیده ، اکنون صف آرایی علنی و نوین حاکمان متظاهر تحت خلافت اسلامی رهبر را بدون تعارف به همگان معرفی کرده است. آیا این امر با هدف توسعه ی وهم گونه ی مدیریت امام زمان در سطح جهان و به دنبال تشویق های تند رو های مذهبی بوده است؟ و البته آشکار شدن خیانت آنان به مبانی باور های اسلامی میانه رو چنان است که حتی در درون نظام با مخالفت های جدی روحانیان آزاد اندیش روبرو شده اند. ترفند هایی مانند سرکوب گسترده ی معترضین، یورش به مال و خانه مردم، بازداشت های گسترده، قطع وسایل ارتباط جمعی، و جستجوی ردپای خارجی در پس سئوال “رای من کجاست؟”، همه با هدف کمک به نظام برای تثبیت ادعای پیروزی رئیس دولت نهم، وپیشبرد مدیریت های جهانی وی انجام شد.
به نظر میرسد آشوب و نا امنی چهار ساله مدیریت داخلی وی ، اکنون آماده ی صدور به جهان است، نامش را صدور انقلاب یا مقدمات ظهور اقا ، یا هر چیز دیگر میخواهید بنامید. حرص آقایان در مال اندوزی و دست یابی به مافیای اقتصادی، دست در دست کسانیکه برای ظهور ، ثبوت و صدور امام زمانی که میخواهند در لوای او مدیر جهان شوند، آنها را واداشته تا حاضر به انجام هر کاری بشوند، مافیای سپاه و دولت کودتا بستر اقتصادی و اهرم اجرایی اندیشه های تندرویان حجتیه را فراهم میکنند. انگیزه ای اقتصادی، اکنون در جهت تحقق الهی ” دولت کریمه” به کار گرفته شده است. دو فرض بیشتر نیست ، یا اینکه آگاهند از آنچه میکنند و یا اینکه با جهل و ندانمکاری خود، در حال سوق دادن کشور به ورطه ای هستند که شاید نجات از آن محال باشد. در هر دو حال اینان مسئول خطراتی هستند که نه تنها ایرانیان بلکه قسمت اعظمی از بشریت را تهدید میکند.
تنش و بحران به عنوان نوشدارویی برای بقای حکومت تهران بوده است و روزشمار انقلاب، سراسر گواه آن است. تنها بحران غایب در حال حاضر، ” دفاع مقدس” آنهاست. شاید یک بحران عمیق در سیاست خارجی، نجات بخش سلطه جویان باشد که هر لحظه در طلبش به ذکر و دعا مشغول هستند.
نظام حاکم، همواره سعی داشته هویت اصلی اش را در داشتن دشمن تعریف کند و پرداختن به کینه های آنان دغدغه اصلی سیاست هایش بوده است. دمیدن روح ” شیطان بزرگ” به آمریکا و شنیدن زمزمه هایی درباره حلول آن در بریتانیا، نیاز نظام به دشمن را نشان میدهد. توهم حضور دشمن در تمام عرصه ها و تهاجم به ارزش های انقلاب،تا بدان حد سیستماتیک و ریشه دار است که عملا انقلاب را در مرحله ی آغازین اش که تلاش برای تثبیت است نگهداشته وگویی انقلابِ بی دشمن، انگیزه ی بودنش را از دست میدهد.
ادبیات ویژه ی روز های اول انقلاب مانند ضد انقلاب ، ضد ولی فقیه ، جاسوس ، عامل بیگانه و استکبار جهانی، به طور مداوم تکرار میشود.گویی بدون مرگ بر این و آن ،دیگر حرفی برای گفتن نیست. و از سوی دیگر، به گونه ای شگفت آور با ادبیات ویژه ی انقلاب اسلامی، بیش از همه شاهد اسرائیلی شدن سیاست های نظام و گره زدن آینده ایران به منافع اسرائیل هستیم .
ایران اکنون دشمن شماره یک صلح و اصلی ترین دلیل و توجیه برای صرف میلیارد ها دلار بودجه نظامی برای کمک به ” امنیت منطقه” است. اصولا رفتار های نظام دیگران را در موقعیت رویارویی قرار میدهد که پرهیز از آن به هیچ عنوان به مصلحت نخواهد بود؛ جنگ برای حفظ صلح! به نظر میرسد نوعی از جنون ادواری، سران حکومت ها را گرفتار میکند که در هر زمان تنها یک نفر مسئول حمل آن است، گاهی صدام ، گاهی بن لادن، گاهی بوش و اینک و در شرایطی که همسایگان ایران به یک ثبات نسبی دست یافته اند، در قامت دولت کودتا، بهانه ای موجه برای لشگر کشی های تازه برای حفاظت از اسرائیل. اکنون ،گره خوردن روحیه ی دشمن خواهی نظام با تهدید صلح از سوی آن میتواند جبهه غیر رسمی جدال حکومت اسلامی و “شیطان بزرگ” را که در عراق و افغانستان گسترده شده بود، به جبهه ای رسمی و در داخل مرز های کشور تبدیل نماید.
بحران سازی و تنش، راز بقای حکومت تهران بوده است. هر از گاهی هم که تلاش هایی کوچک برای گذر به فاز تثبیت صورت گرفته، نظام احساس خطر کرده و به سرعت عقیم شان نموده است، چنانکه از ابتدا شاهد چندین و چند بار تصفیه نظام از دیگر افراد و گروه های سیاسی بوده ایم. اصولا چنین تصفیه ای با طبقه بندی دگر اندیشان به ضد انقلاب و ولی فقیه و انجام محاکمه های انقلابی و بعد حبس ویا معدوم نمودن آنان کامل شده است. چنانکه تک صدایی و شعار “حزب فقط حزب الله”، اصلی از نظام انقلابی بوده است. بازو های عمل کننده آن هم وزارت اطلاعات و سازمان های موازی آن، سپاه پاسداران انقلاب، صدا و سیمای دولتی و در راس آن رهبری قرار داشته است.
نظامی که هنوز از هر اندیشه و نهادی چه در درون مرز هایش و چه در بیرون آن واهمه دارد ، در یک بد بینی فراگیر گرفتار میشود که اعتماد آفت اش شده و حتی درک فرق دوست و دشمن را از دست میدهد. روز به روز از تعداد یارانش کاسته و به طیف مخالفانش افزوده میشود ، چنانکه اکنون در هر گروه و طبقه ای مخالف دارد و امکان طبقه بندی مخالفانش بسیار دشوار است. و اکنون زمانی است که مخالفان آن اکثریت اند واقلیت نظام سعی در سرکوبشان دارد. سرکوب اکثریتی میلیونی.
جمهوریتی در حال شکل گیری است ، در برابر انقلاب اسلامی و جدای از آن. بعضی، همیشه دغدغه ی نا معلوم بودن جایگزین نظام فعلی را عاملی در جهت بقای سیستم کنونی تعبیر نموده اند، اینک باید گفت که شاهد تولد بزرگترین آلترنیتیو حکومت هستیم؛ مردمی که پس از سی سال دوباره شور اتحاد را تجربه میکنند، ” نترسین، نترسین، ما همه با هم هستیم”. ایران برای همه ایرانیان. کشوری به پهناوری ایران و با این میزان تنوع قومی ، آداب و رسوم باید برای بقای خود چند صدایی را تحمل کند و آنرا خطر نداند. الگوی هند در دموکراسی میتواند بسیار کار گشا باشد. در غیر اینصورت ایران به ایرانستان تبدیل خواهد شد.به نظر میرسد منافع ایران از اسلام کاملا جداست. اگر وحدت کلمه اسلام را حفظ کند ، ایران را نابود میکند بدان معنی که وحدت کلمه باعث تک صدایی و به دنبال آن استبداد شود . امروز شاهد گذر از مرحله تلاش برای اصلاحات و تبدیل اصلاحگران به انقلابیون ساختار شکن هستیم، گویی انان دیگر اصوالگرایانی هستند که برای اصلاح خرافه گرایی و حفظ وجهه روشنتر دکترین حکومت های اسلامی در تلاشند. گویی نظام از مرحله ای غیر قابل بازگشت عبور کرده، به طرز شگفت آور و غیر قابل پیش بینی.
ژوئیه 3, 2009
Posted by دیده بان in ابر کلمات.add a comment
رهبری در نماز جمعه ی پس از کودتا چنین از کلمات استفاده کرد
چه کسی ندا را کشت ؟ ژوئیه 1, 2009
Posted by دیده بان in اجتماعی.Tags: انتخابات ایران
add a comment
یکی از تلخ ترین صحنه های خشونت حکومتی علیه شهروندان ، کشته شدن ندا آقا سلطان ،به کمک فن آوری های نوینی مانند موبایل های دوربین دار، اینترنت و رسانه های جمعی بیشمار ، ظرف دقایقی در جهان منتشر شد . گویی جهانیان شانه به شانه معترضان در خیابان های تهران و در خیابان صالحی، ایستاده و ناظر بودند، خیابانی ” خلوت” که میلیون ها نفر را در خود جای داد.
بعد از طی یک هفته جنجال و سوگواری، تازه صاحبان قدرت در تهران به صرافت افتاده ا ند که چگونگی آنرا بیابند و از بی بی سی ، سی آی ای ، آشوبگر و منافق ، همه را متهم کرده اند الا لباس شخصی ها و نیرو های خودسر و بسیجی. هنوز کسی نمیداند که چرا سوگواری اش را منع کردند و خانواده اش را از خانه راندند و مدعی اند که شاهد رسواگر این قتل را تحت پیگرد بین المللی قرار داده اند.
حتی اگر فرض کنیم این قتل به دست کسی که به زعم رهبر کودتا، آشوبگر و عامل بیگانه نامیده شده، انجام شده باشد و نه بسیج، هنوز بر آن اندیشه ام که عامل مستقیم این قتل شخص ولی خودکامه است.
خلیفه اسلامی درنماز جمعه اش اعلام کرد که خون آنانکه به خیابان میایند پای خودشان و رهبرانشان است و ازخود و خلافتش در برابر حفاظت از شهروندان ، صرف نظر از خودی و غیر خودی،سلب مسئولیت نمود. و البته از مال و ناموس مردمان سخن نگفت که چطور شبانه به یغما میرود توسط لباس شخصی های به ظاهر بی صاحبی که هیچ کس عهده دارشان نیست و همه جا هستند و همه کاره ی هیچ کاره اند.
خلیفه با بستن راه اعتراضات مسالمت آمیز و به کمک اشک تمساح سعی مضاعف کرد در صدور حکم قتل معترضان.
این باعث شد که موج سبزو فریاد سکوت مردم سرکوب شود و مردم در خیابان هدف حمله آشوبگران، بخوانید بسیجی ها، قرار بگیرند. حتی اگر نگوییم که چماقداران کور و کوچک مغز حامی خلیفه اسلامی دست به خون بی گناهان آلوده کردند و بپذیریم که آشوبگران بیگانه مردم را خونین کردند، این ولی خودکامه است که نمیخواهد باور کند که اعتراض حق مسلم انسان های آزاده است ؟ پیش از آنکه چیز های دیگری حق مسلم آنان باشد. ندا را آن کسی کشت که اصلاحات را بر نتابید و رای مردم را زیر پای نهاد و به عهدش در اجرای عدل و انصاف عمل نکرد.
ندا نماینده همه کسانی شد که جانشان در خلافت اسلامی ایران چنین ارزش اندکی دارد، تمام کشتگان تاریخ سی ساله اش. و قاتل اش هم نماینده ی تمام خون ریزان تاریخ خواهد بود که در وهم ناشی از قدرت گرفتار شدند و عاقبت در خلوت گور صدای اعتراض مردمان را شنیدند که دیگربسیار دیر هنگام بود.
دیکتاتور کوچک ژوئن 16, 2009
Posted by دیده بان in اجتماعی.Tags: انتخابات ایران
add a comment
آن روز که پرچم کشورم را برای ستادت نشانه گذاردی , و آنروز که بد سگالان همراهت سرود ای ایران را از من ربودند باید میدانستم که ا ی و چگونه ای. آنروزی که حقیقت را میدزدیدی و دروغ را بر سفره هایمان مینشاندی, باید میدانستم که تو چگونه ای. تو آنقدر وهم پرداز و خیال بافی که به نفرین خلق خدا دچاری و بیخبری، امان برغافلان! چنانکه خدایی که ادعا میکنی از سویش آمدی میگوید.
هر صاحب رای، یک برانداز است. مه 16, 2009
Posted by دیده بان in اجتماعی.Tags: انتخابات ایران
add a comment
قریب یکصد سال است که از جنبش مشروطه میگذرد و اجداد مان پیش از همه همسایگانمان به ضرورت داشتن پارلمان پی بردند. در تمام این مدت، موضوع صندوق رای و شرکت در انتخابات ، حقوق زنان و اینکه آیا دموکراسی به وسواس تمرین شده است یا خیر،بحثی جذاب بوده است. در تمام این صد سال ، چه پیش و چه پس از انقلاب اسلامی، تمرینی خالی از اشکال نداشته ایم ، هرچند که نظام آخر،ادعای مردمسالاری از نوع دینی آنرا با ولایت فقیه پیوند زد و ترکیبی گیج کننده تر از همه قرون و اعصار در پیش روی اهل رای قرار داد. با نامیدن رای دهندگان به عنوان پشتوانه های نظام و اینکه حضور در انتخابات از نتیجه آن مهمتر است به نوعی بسیاری از کسانی که رغبتی به شرکت در این فرایند داشتند، بر سر دو راهی قرار گرفتند که آیا شرکت شان پشتوانه استبداد خواهد شد یا تلاشی هر چند کوچک در جهت خشکاندن ریشه خودرایی و خودکامگی ولی شاه منش. و هنوز معلوم نیست که بقای سی ساله ی اندیشه ی حاکم، چقدر مدیون چنین پشتوانه های فرضی است.
اصولا به نظر میرسد که نظام کنونی همه چیز را ازگریه و دعای مردم ، خون شهیدان، دفاع مقدس در برابر صدام، کج اندیشی آمریکا و اسرائیل، و هر چیزی از این دست را پشتوانه خود میشمارد. اصولا چنین منطقی مانند «مال من مال من است ، مال تو هم مال من است» عمل میکند و تمام آنچه را که ارزش های عموم مردم است در مالکیت خود میگیرد. و از سوی دیگر، در تلاش است تا با دوقطبی ساختن گرایشهای مردمی به این ارزشها ، تنها یک طیف خودی-غیرخودی را بنمایاند. مثلا تمام کسانی که به دفاع از مرز ها پرداختند ، به قانون عمل میکنند و یا به عاشورا احترام میگذارند، در دیدگاه این نظام پشتوانه و خودی تلقی میشوند، فارغ از نیت اولیه شان .
بسیاری از مسائل اجتماعی، خارج از حیطه مالکیت حکومت است و احترام به آن ارزشها به مثابه تایید یا رد حکومت نیست. مثلا مرزهای ایران متعلق به همه ایرانیان فارغ از هر نوع گرایش قومی،مذهبی و سیاسی است و معرفی اشتباه مرزهای ایران به عنوان مرزهای اسلام و مدافعان آن مرزها، به عنوان مدافعان اسلام، از ابتدا فرضی غلط است و اینکه اگر کسی خود را ملتزم به ارزشهای ملی بداند، نباید مورد سوء استفاده حکومت قرار گیرد. ممکن است که مواردی از قبیل راهپیمایی های نمایشی، امر به معروف،و شرکت در نماز جمعه ارزشهای حکومتی باشند ولی از سوی دیگر، مقوله هایی مانند ادبیات،هنر،و اندیشیدن و انتخاب ویا احساساتی مانند عشق به میهن، نمیتوانند نشانه هایی برای غربال مردم به خودی-غیرخودی باشند.
آنچه که در تایید این موضوع، از رفتار نظام کنونی به چشم میخورد، به کار گیری واژه « بر انداز نرم» است. برانداز نرم یا مخملی مخصوص ادبیات ایران امروز و انقلابش نیست ولی آنچه که ویژگی منحصر به فرد دارد مصادیق به کار گیری این واژه است. امروز، هر کسی که می اندیشد، حس میکند، نفس میکشد و خلاصه اگر نیشگون اش بگیرند جیغ میکشد و خودش را کنار میکشد، از نظر اینان، برانداز است و آن هم از نوع نرم آن. چرا که از نظر آنان وارد حوزه ارزش هایی شده که حکومت خود را مالک بدون قید و شرط آن میداند. اینجاست که دکتر علایی ها، فعالان جنبش منع سنگسار، کمپین زنان، نویسندگان وبلاگ ها، هنرمندان و خلاصه هر آنکه دارای سلول های خاکستری فعال باشد و بخواهد از خاکستر نشینی رهایی یابد، تبدیل به برانداز نرم میشود. در چنین نظامی هر صاحب اندیشه ای، یک برانداز نرم است و به ناچار خودی نیست و باعث آشفته ساختن خواب خودکامگان میشود. آن دو راهی ای که پیشتر ذکر آن رفت، حاصل چنین بخش بندی هایی است که به جبر ادبیات حاکمان امروز در ذهن ها شکل میگیرد. اتفاقا ، انتخابات و رای گیری ، در جهت تقویت بنیه ی مردمی جامعه و کمرنگ ساختن رای یک نفر در برابر هفتاد میلیون خواهد بود. و چنین تمرینی، پاسخگوی تمام نیازهای مردم و کمالات انسانی آنها نیست، بلکه به عنوان پاسخی به نیازهای« اکنون و اینجا» عمل خواهد نمود. همه ی این تلاشهای اکنون و اینجا، برایندی ایجاد خواهد کرد که آینده را متاثر میسازد.
در حالی که چهره های برجسته مجلس ایران می گویند که نظر آیت الله خامنه ای مبنی بر برکناری اسفندیار رحیم مشایی به محمود احمدی نژاد ابلاغ شده است، آقای احمدی نژاد می گوید که آقای مشایی معاون اول او خواهد ماند.

